انتخاب قالب


دست نوشته ها  

سالاد شيرازي

( يكشنبه 05 دي 1395 ::  بازدید 797 بار )

روزگاري فکر مي کردم که دايره رفقاي من بهترين ها هستند وديگر در اين حيطه رقيق ديگري يافت نشود تا اينکه ........


روزگاري فکر مي کردم که دايره رفقاي من بهترين ها هستند و ديگر در اين دايره رفيق ديگري کمتر يافت شود تا اينکه پس  ار عبور از  مسيري  سخت براي تکميل آخرين سقف تحصيلات به داتشگاه تهران دوستاني تازه يافتم و چيزي نگذشت که دريافتم هنوز هستند در اين روزگار رفقايي ار همان  جنس  ناب رفقاي قديم که هر کدام براي خود حکايتي خاص داشتند از داستان گيلبرت ها گرفته تا  درب و انگاره ها  از قوطي  هاي تحفه گرفته تا سالاد شيرازي و صفايي که در  اين تيم بيادگار حک شد که سال ها بعد فقط با خاطرات اش لبخند تلخي بر لبان مان نقش خواهد بست.از همان ترم اول انگار کمبود داشتيم و همه دکتر شديم و اينکه آقا و خانم جاي خود را به دکتر داده بود يواشکي ذوقي مي زديم.اما همچنان سالاد شيرازي با آبغوره محلي حرف اول را مي زد .شوماخر و اهرنجاني و تيلور و گلوله برفي و ريزرو و جهاني شدن و راههاي رسيدن به خدا همه و همه تمام شد و آنچه توشه باقي مانده زندگي مان شد آموخته هايي ارزشمند بود که از اساتيدي ارزشمند تر نصيب شد و رفقايي رفيق و با صفا که در اغماق جان جا خوش کردند .اما هر چه بود سالاد شيرازي را عشق بود. هميشه شاد و سربلند باشيد.


0 نظر


ارسال پیام